![]() |
![]() |
|
| هرچه از دوست رسد نیکوست |
|
خیلی وقته که منو ازار میده همش تو فکرم که بهترین راهی که ادم بتونه بهشت رو برای خودش تضمین کنه چیه ولی من به این نتیجه رسیدم که بجز لطف خدا که امیدوارم نصیب هممون بشه اون اخلاق خوبه که میتونه ادم رو به درجات بالاتر برسونه . وقتی امام حسین ع به حر ریاحی گفت که مادرت به عزایت بنشیند حر گفت من چه بگویم وقتی که مادر شما حضرت زهراست و این احترام و اخلاق باعث شد تا در اخر امام حسین به حر میگه انت حر فی الدنیا و الاخره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 16:41 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
داشتم به تو فکر میکردم که یاد این بیت افتادم تویی که می شناسیم تویی که خود نیز بدنبال بهانه ای برای عاشق شدن هستی و این سر معشوق بودن توست
گر بداند لذت جان باختن در راه عشق هیچ عاقل زنده نگذارد به عالم خویش را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 0:55 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
از بد بتر اگر هست
این است این که باشی در چاه نابرادر . تنها زندانی زلیخا چوب حراج خورده بازار برده ها البته بی که یوسف باشی !! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 2:0 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
امروز داشتم درباره خدا فکر میکردم و اینکه خدا چقدر صبرش زیاده و مهربونه اخرش هم به هیچ نتیجه ای نرسیدم سردرد گرفتم از این همه لطف و کرم و در اخر هم فقط میتونم بگم خدا بدر و مادر اونی که یک همچنین خدای مهربونی رو روی سرمون گذشته بیامرزه !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 1:48 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
کنون که سایه شمس الشموس برسر ماست سزد که بر سر خورشید سایه اندازیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 23:23 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
امروز توی چت داشتم با یکی صحبت میکردم خیلی اه و ناله میکرد همش میگفت که چرا اینجوری شد و چرا اونجوری اخرش هم گفت من با خدا قهر کردم منم بهش گفتم اشکالی نداره ولی میخوام یه سوالی ازت ببرسم و بهش گفتم ایا واقعا اون چیزی که به خاطرش با خدا قهر کردی ارزشش از خداوند مهربون بیشتره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 18:58 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 5:38 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ناصحم گفت! که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟ |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|