تبليغاتX
دلربا
هرچه از دوست رسد نیکوست

یامقلب القلوب و الابصار

 شخصی در حال خواندن دعای یا مقلب القلوب بود  وقتی به حول حالی الی احسن الحال رسید گفت حول حالی الی حال دوستانش به او گفتند چرا اینگونه دعا خواندی و او در جواب گفت من الان در بدترین حالت ممکن هستم و خداوند هر طور که بخواهد حالم را عوض کند بهتر از حالیست که اکنون در ان به سر میبرم

دوستان عزیزم براتون بهترین ارزوها رو ارزو میکنم در لحظات زیبا و معنوی تحویل سال ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:27  توسط مجتبی حیدری | 
زندگی با همه وسعت خویش 

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

اضطراب هوس دیدن و نادیدن نیست

زندگی جنبش جاری بودن است از تماشاگه اغاز حیات

تا بدانجا که خدا میداند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:50  توسط مجتبی حیدری | 
یکی از عرفا میگفت که بالاترین درجات عرفان اینست که همه چیز را به خدا بسباری و از خدا چیزی نخواهی یا همان گفته معروف که الهی ان خواهم که هیچ نخواهم عارفی نیز در جواب گفت این هم یک نوع خواستن است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 2:51  توسط مجتبی حیدری | 
مینویسم بر در و دیوار کویش حال خویش

شاید انرا یار خواند  یا کسی گوید  به  یار

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:57  توسط مجتبی حیدری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ناصحم گفت! که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
فقط مال تو
درمان
صریر بی صدا
نرگستان
تنهاترین تنها
خراب اباد
جز اینم ارزویی نیست
درد
یا تو یا هیچ کس
تنهایی دنیا
اهوی وحشی
ابان
رازها ونیازها
قلب من
دل نوشته
روزهای زیبا
لبخند عشق
از کجا؟هنر معماری سخن
قلب های یخ زده
به نام خدای مهربون من
حسرت دیدار
تنها
روزهای زیبا
همسایه بارانم در حسرت جانانم
عکس
قاف
به دلت نیت دریاها کن
مفرد مذکر غایب
موژان
مريم نازم
خداحافظ همین حالا...
verio
عاشقاش
منطقه ی ممنوعه
ناب
عاشقانه
صفاي اشك وفاي غم
داوطلب مرگ
عاشقم من
الهه شرقي
ازتودورم...
تموم سختی سفر همین سوال ساده بود!
دريا
فریاد سکوت
خط خطی
فلبهاي نا ارام
يادت هميشه با من است
سمیرای تنها
شبگرد عاشق(دلارا شیطون)
پونه های باران خورده
ذهن مغشوش ...
از دل برود هر انكه از ديده برفت
دریاچه غم
فرصت ناياب
برباد رفته
سرت را عقل باید بیکلاهی عار نیست
تقدیم به بهترینم.........
هم اتاقی
خبرنگار بدون مرز
عشق فراموش نشدنی
سکوتی غریب
سلام خشک شده
دهکده احساس
دهکده غم
یاس کبود
عشق پاک
عاشق شهادت
مترسك مزرعه
حرف هاي يك دل
دوست دارم سرما بخورم
ملـــــــــــــــودی های دل سوگنــــــد
تنها
واژه های خیس
عاشق ترين
شهامت
خاطرات من
علوم اجتماعی- امید -تکاپو
یه بغل رز عاشق
کلبه کوچک دلتنگی های من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes

کدهای خفن جاوا اسکریپت