![]() |
![]() |
|
| هرچه از دوست رسد نیکوست |
|
آنروزها که امثال قوچانی و عبدی و عطریانفر القابی چون عالیجناب سرخپوش به هاشمی داده و بر او می تاختند شاید کمتر کسی فکر را میکرد که اینان روزی در مدح او قلمسرایی کنند و به عبارتی زیر پرجم او سینه بزنند اما هاشمی که از مشاورین خوبی چون فلاحیان و روحانی بهره میبرد وقتی دید که آنها توانایی خوبی دارند اما هیچ وقت برای خودشان و عقیده شان نیستند و همیشه تابع و تملق گوی کسی هستند و علم دیگران را بر دوش می گذارند از شخصیت ضعیف آنها استفاده کرده و با ترفند زر و زور توانست آنها را جزو دار و دسته بزرگ تملق گویان خود کند و اینگونه شد که آنها به شاعر دربار تبدیل شدند. اما بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری هاشمی خود نیز تغییر کرد و از یک فرمانده به کسی تبدیل شد که تحت تاثیر این و آن منفعل می شد که البته شاید این ناشی از دو شکست سخت در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود و در حالیکه او زمانی همه معترضان را به بهانه حمایت رهبری از او خاموش میکرد درست برخلاف مسیر ولایت گام برداشت تا جایی که اجنبی ها از این مواضع او مسرور شدند و شبکه های مختلف ماهواره ای که سالها بر علیه او فعالیت میکردند طرفدار او شدند فتنه های سهمگین نیز مزید برعلت بود تا او روز به روز از رهبری و مردم جدا شود اما اینبار رهبر معظم انفلاب با هنرمندی تمام و با استفاده از روش هاشمی بر علیه او کاری کرد تا بجای اینکه هاشمی مهاجم تیم ضد انقلاب در زمین خودی باشد به مدافع این مرز و بوم تبدیل شد تا جایی که هاشمی اعلام کرد که برای اداره کشور هیچ کسی توانمندتر از رهبر معظم انفلاب نداریم ُ البته این رفتار هاشمی باعث شد تا افرادی نظیر مهاجرانی که روزی لقب امیرکبیر ایران و سردار کبیر میدادند اکنون در پی حذف او باشند و اعلام میکنند که هاشمی رهبر جریان ما نیست.
لطفا نگید که من تغییر موضع دادم اینو اجبارا و بعد از درخواست دوستانم که برای هاشمی مطلب بنویس نوشتم اما هنوز نمیدانم اینی که نوشتم در مدح اوست یا بر علیه او !!! (عاقلان دانند). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 16:49 توسط سید مجتبی حیدری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ناصحم گفت! که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟ |
|
RSS
|